|
توریسم شعر
30/11/1388
منبع: خبرگزاری میراث فرهنگی
با توجه به تنوع صنعت توریسم کشور ما باید در اندیشه ارائه
محصول جدیدی باشد. مقاله پیشرو شعرگردی را به عنوان محصولی
ایرانی در گردشگری پیشنهاد میکند.
خبرگزاری میراث فرهنگی - گردشگری -گردشگری چه به عنوان فعالیت
و چه به عنوان صنعت، همچون فعالیتها و صنایع دیگر هر روز
متنوعتر میشود و محصول جدیدی به بازار عرضه میکند. کشور ما
نیز باید در اندیشه ارائه محصول جدیدی باشد. در زیر شعرگردی را
به عنوان محصول ایرانی در گردشگری پیشنهاد میکنیم.
گردشگران خارجی وقتی به شهر شیراز سفر میکنند از ازدحام مردم
بر سر مزار حافظ و سعدی و وقتگذرانی و شعرخوانیشان در این
مکانها تعجب میکنند. درست است که در همهجای دنیا مردم
بسیاری برای دیدار از مزار مردان و زنان مذهبی و سیاسی
میروند، اما شاید بتوان گفت که در هیچ کجای دنیا همچون ایران،
علاقهای اینچنینی برای برای دیدار از مزار ادیبان و شاعران
و هنرمندان وجود ندارد.
تعداد بازدیدکنندگان از شهر شیراز هرگز برابر با تعداد
بازدیدکنندگان از شهر فلورانس نیست، اما میتوان ادعا کرد که
تعداد بازدیدکنندگان از مزار حافظ به تنهایی با تعداد
بازدیدکنندگان از کلیسایی که مقبرهی میکل آنژ و گالیله و
ماکیاولی و ... برابری میکند و بلکه بیشتر است.
علاقهی مردم به شعرا از طرفی و تعداد بسیار شاعران در ایران،
ما را به این سمت سوق میدهد که دربارهی نوعی از گردشگری که
مختص ایران است بیندیشیم و آن را با عنوان شعرگردی یا همانPoem
Tourism
به جهانیان معرفی کنیم. این موضوع اصلا دور از ذهن نیست چراکه
War Tourism, Dark Tourism, Wine Tourism
و از این قبیل را دیگران معرفی کردهاند و از این راه
درآمدزایی دارند.
نگاهی به شهرهای کشورمان بیندازید، و خواهید دید که فردوسی و
عطار و خیام و شهریار و پروین و فروغ و سهراب و شاملو و حافظ و
سعدی و باباطاهر و ... در همهی ایران حضور دارند و مردم آنها
را میشناسند. و روزگاری نه چنان دور ایرانیان از کوچک و بزرگ
اشعار شاعران را از حفظ میخواندند و این موضوع برای خارجیان و
گردشگران تعجببرانگیز بود. ایرانیان چنان با شعر آمیختهاند
که از شعر شاعرانشان مثال میآورند و ابیات را همچون قوانین
آویزهی گوش میکنند و سبک زندگیشان را بر اساس شعر هماهنگ
میکنند. کمتر ایرانی باسواد و بیسوادی را در این کشور
میتوان سراغ گرفت که اندک ذوق شعرسرایی نداشته باشد و سعی در
سرودن بیتی نکرده باشد.
آری ما میتوانیم به مفهوم شعرگردی بیندیشیم و آن را عملی
سازیم. به طور مثال شیراز را ببینید، شهر شعرگردی است. حافظ و
سعدی و خواجوی کرمانی در این شهر آرمیدهاند و بر سر مزار هر
یک قطعه شعری نقش بسته. نام گلستان و بوستان هر کسی را به یاد
«تفرج» میاندازد که در اشعار همین شاعران به وفور این واژه را
میبینیم. در اشعارشان از سرو ناز و گلگشت مصلی و آب رکناباد و
وضع بیمثال شیراز یاد شده است. شیراز همان شهری است که در آن
بیشترین باغها وجود دارند و همین باغها و عناصر درون آنها
دستمایهی سرودن بسیاری از ابیات شده است و از طرفی محل گردش
و گلگشت ایرانیان همین باغها بوده و هست. در هرجای ایران که
شاعری خفته، باغی نیز نهفته. در ماهان باغ شازده و
شاهنعمتالله ولی، در نیشابور باغ قدمگاه و خیام و عطار، در
تهران باغ گلستان و استاد بهار، در تبریز ایلگلی و شهریار و
|